تبلیغات
***دنیای کارتون*** - اولین کارتون - آناستازیا
***دنیای کارتون***
* به دیای کارتون و انیمیشن خوش آمدید *


سلام...

اینم اولین کارتونی که من میخوام درباره اش بنویسم که خیلی هم دوسش دارم...

اگر هم داخلش اشتباهی نوشتم بهم بگین تا درستش کنم...

به هر حال از کارتون پرطرف دار و فوق العاده (آناستازیا)مطلب و درباره یه کارتونش آوردم... که موهاش این رنگیه!

همه ی شخصیت ها هم توی کارتونش معرفی کردم پس زود برین ادامه مطلب...

اوه راستی این کارتون برای همه یه بچه هاست مخصوصا پسران...

بعضی از پسرا فکر میکنن چون من دخترم نمیان تو این وب ولی فقط پسرا نمیتونن بیان توی چت...

پس فقط ورود پسران به چت ما ممنوع میباشد پس همه الان برین ادامه مطلب...


اول معرفی:

1-آناستازیا

2-دیمیتری

3-مادربزرگ(آناستازیا)

4-دشمن(جادوگر)

5-ولادیمیر(دوست و همکار دیمیتری)

داستان:

آناستازیا دختر کوچکیست که با خانواده و دوستش دیمیتری در قصری زندگی میکند...

او عاشق بازی با دیمیتری است و همیشه از صبح تا شب با دیمیتری بازی میکند.

روزی او یک جعبه را در دست مادربزرگش میبیند...مادربزرگ آن را دست آناستازیا میدهد و به آناستازیا میگوید درش را باز کند...

او هم درش را باز میکند و میبیند که یک مرد و یک زن درحال رقص اند...

خیلی خوشش می آید و از مادر بزرگ میخواهد که آن را به او بدهد و مادربزرگ هم قبول میکند...

در همان روز یک مرد وحشتناک و پلید که قبلا یک انسان خوب بوده به قصر آنها می آید و عده ای از مردم و پدر و مادر آناستازیا را میکشد...

مادربزرگ این حرف را از یک خدمت کار میشنود و با خود میگفت که باید با آناستازیا فرار کند...

او همه جارا میگردد و در آخر او را پیدا میکند و با خود به بیرون از قصر میبرد...

ولی در همان حال جعبه کوچک از دست آناستازیا بیرون می افتد و او به قصد برداشتنش به قصر برمیگردد و مادربزرگ مانع میشود....در همان لحظه دیمتری آن را میبیند و برمیدار...

موقعی که مادربزرگ سوار قطار میشود میخواهد که آناستازیا را بالا بکشد اما او گم میشود و به روی زمین می افتد...

20 سال بعد......................................................

از این قسمت به بعد 20 سال میگذرد که آن موقع یک پیرزن آناستازیا را پیدا میکند و به خانه می آورد...

خب حالا این دختر کوچو به یک زن بالغ تبدیل شده و تنها چیزی که از کودکیش دارد یک گردن بند است....

اوچند روز است که به این فکر میکند که به پاریس برگرده و خانوادشو پیدا کنه و به راه می افته...

در راه او خسته است و دنبال یک نشانه میگردد و آنجاست که با یک سگ کوچولو آشنا میشود که راه را به او نشان میدهد و با هم همراه میشوند...

در حالی که راستی دیمیتری رو فراموش کردیم...او هم یک مرد خوش تیپ شده و به دنبال آناستازیایی علکی می افتد...

خب بزارین داستان این آناستازیا ی علکی رو بگیم....

در این سال ها مادربزرگ به خاطر گم شدن آناستازیا به دیمیتری گفته بود که در ازای یک آناستازیا زیبا که مانند همان آناستازیا باشد کلی پول را به اومیدهد که شاید از تنهایی در بیاید....

او هم کلی دختر ار استخدام و رد کرد تا اینکه مادربزرگ از این کار خسته شد و دیگر نمیخواهد به دنبال آناستازیا بگردد...................................................

خب دخترا و پسرا شما برین یه کم استراحت کنین و من هم برم با عروسکم لالا کنم چون خیلی خسته شدم....

شما هم برین باشه بای بای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم یه ماچ گنده:

ببخشید یه کم تاره!

دیگه //بای//!


اینجوری میبینمتون!

دسته جمعی!!!!!!!




برچسب ها: کارتون جدید،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 مهر 1390 توسط bloom winx | نظرات ()
درباره وبلاگ
*welcome to my web*
*خوش آمدید به وب من*
سلام،اسم من آیدا است و دوست دارم بیشتر با شما آشنا بشم...
در این وب اولین چیز این است یعنی شعار و نظر دادن به وب ما:
یعنی بعد از دیدن مطلب های ما،روی نظر ها کلیلک کرده و بگین چی میخواین...
و شعار ما رو هم فراموش نکنین،شعار ما همیشه(دیدن کارتون برای همست!)
خوب امیدوارم من شمارو شناخته باشم و شما هم منو شناخته باشین.
راستی برای لینک شدن توی نظرات بهم بگین تا شما رو با چه اسمی لینک کنم و منم بگم تا منو با چه اسمی لینک کنین...
خوب امیدوارم از کارتون های گذاشته شده لذت ببرید...
good bay
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» می خواین وبمو تغییر بدم؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

.

کد جمله های عاشقانه



پرند وب

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
IranSkin go Up
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیغام ورود و خروج